ارتداد تعریف مصاذیق و شرایط تحقق و فلسفه اعدام مرتد
1- تعریف ارتداد ارتداد عبارت است از خروج از دین اسلام بعد از اسلام آوردن و عناد نظری یا عملی با اسلام به نحو انکار یا تکذیب یا حلال کردن حرام الهی یا حرام کردن حلال الهی
2- مصادیق تحقق ارتداد عبارت است از انکار وجود خدا یا انکار توحید خدا یا انکار یا تکذیب رسول خدا یا انکار یا تکذیب یکی از ضروریات دین اسلام (مثل حجاب کن کار آن به انکار خدا یا انکار رسول خدا برگردد کسی که میگوید نماز را قبول ندارم چون نماز حرف خداست در حقیقت با انکار نماز حکم خدا را انکار کرده است یا شخصی که روزه را یا حجاب را انکار میکند درواقع احکام خدا را انکار کرده است یا شخصی که حلال خدا را حرام می کند مثلاً ازدواج را حرام اعلام کند یا حرام خدا را حلال کند مثلاً کشف حجاب را حلال اعلام کند و مراد از انکار پیامبر عبارت است از اینکه پیغمبر خدا را رد کند انکار کند و او را پیغمبر خدا نداند یا سخن پیغمبر را انکار کند یا تکذیب نماید اوجهد رسول الله و نبوته و کذبه
3-شرایط تحقق ارتداد عبارت است از اینکه
اولاً یک شخص مسلمان شود و لازم است از روی تحقیق مسلمان شود و بعد اسلام را انکار کند بنابراین اگر شخصی اسلام نیاورده باشد و کافر شود مرتد نیست و یا اگر شخصی با برهان منطقی اسلام را نپذیرد مرتد نیست
ثانیاً شخص از دین اسلام خارج شود بنابراین اگر شخصی از دین اسلام خارج نشد و دین دیگری را نپذیرفت مرتد نیست ون خروج از اسلام بر او صدق نمیکند
سوم اینکه دچار شک و تردید در معارف و اعتقادات اسلامی نباشد و الا اگر دچار شک و تردید در معارف اسلامی باشد مرتد نیست باید با گفتگو او را آگاه سازی کرد
چهارم اینکه شخص ارتداد خود را به طور آشکارا و علنی اعلام کند که با بیان سخنان کفرآمیز چه با انجام اعمال کفرآمیز اسلام را یا احکام اسلام را انکار یا تکذیب نماید بنابراین اگر به طور علنی سخن کفرآمیز یا فعل کفرآمیز که سبب انکار یا تکذیب اسلام یا احکام اسلام نباشد این شخص مرتد اعدام کیفر نیست
پنجم اینکه در بیان سخن کفرآمیز خود یا فعل کفرآمیز خود عناد نظری یا عملی داشته باشد یعنی با بیان ارتداد خود از طریق سخنان کفرآمیز و عقاید انحرافی و گمراه کننده خود یا اعمال انحرافی و گمراه کننده خود در صدد انکار اسلام یا تکذیب اسلام باشد یعنی قصدنظری یا قصد عملی اش قتل اسلام یا زدن ریشه اسلام (یعنی براندازی اسلام یا تکذیب اسلام یا تضعیف اسلام یا زدن ریشه نظام اسلامی یا تضعیف نظام اسلامی یا فتنه کردن برای نابودی احکام اسلامی یا تضعیف احکام اسلامی یا برای ایجاد تزلزل در عقاید مسلمانان) باشد
ششم شخص باید بالغ عاقل قاصد و مختار باشد بنابراین شخصی که مرتد شده اگر نابالغ باشد یا دیوانه باشد یا در اثر اجبار یا اکراه مرتد شده باشد واگر از روی عمد اعلام ارتداد کرده باشد اعدام دارد اما اگر از روی غیر عمد و اشتباه یا سبق لسان یا حواس پرتی اعلام ارتداد خود را نموده باشد مرتد نیست چون از روی عمد اعلام ارتداد نکرده است
هفتم شخص با علم به کفر آمیز بودن آن سخن کفرآمیز را بگوید یا ان عمل کفرآمیز را انجام دهد پس اگر به کفرآمیز بودن سخنش یا عملش علم نداشت مرتد نیست مگر اینکه عملا ونوعا سخن او یا عمل او کفرآمیز و مولف دین باشد
هشتم آنکه شخص زن پس از تحقق ارتداد با شرایط هفتگانه فوق توبه نکند و بر رفتار کفرآمیز یا سخن کفرآمیز خود اصرار نماید و عناد عملی خود را در زبان یا رفتار اثبات نماید بنابراین اگر شخص زن با وجود شرایط هفتگانه توبه کرد و از ارتداد خود برگشت شخص اعدام نخواهد شد
البته مرتد مرد توبه ندارد و اعدام می شود اگرواقعی توبه کرده باشد در آخرت بخشیده می شود اما اینجا دردنیا بدلیل صدمه غیرقابل گذشتی که زده توبه اش قبول نمیشود مثل سلمان رشدی که امام خمینی فرمودند اگرزاهد زمان هم شود اعدام می شود ومثل کسیکه با جلوگیری از اجرای قانون حجاب علنا و عملا کشف حجاب و برهنگی را در ایران رایج کند این عمل ارتداد است . البته اگر این عمل فرد یا افراد مزبور در سطح وسیع اثز بگذارد عنوان جرم این فرد یاافراد جرم افساد فی الارض است
4- فلسفه اعدام مرتد هم این است که او با فتنهای که انجام داده است برای نابودی اسلام خدا پیامبر و احکام اسلام تلاش میکند و نیز میخواهد سبب گمراهی دیگر مردم شود از این رو ادامه زندگی چنین شخصی هم برای خودش مضر است و هم برای جامعه اسلامی مضر است و وضع مجازات برای او هم برای خود او مفید است خود او از شقاوت بیشتر در امان مییابد هم برای دیگران نقش بازدارنده دارد یعنی جامعه و مردم از گزند او مصون میمانند و با اعمال او سبب ضعف ایمان و سستی اعتقاد مردم نمیشود













اول) دریافت یکجا:

*+* آشنایی مختصربا دکترحمیدفرجی *+*