«امام‌ علی(ع) مردی‌ از بنی‌ اسد را که‌ حدی‌ از حدود الهی‌ بر او واجب‌ شده‌ بود، دستگیر کرد اما قوم‌ او جمع‌ شدند تا وساطت‌ کنند و از امام‌ حسن‌ خواستند آنان‌ را همراهی‌ کند. ایشان‌ فرمود: نزد او بروید. آنان‌ نزد حضرت‌ رفتند و خواسته‌ خود را مطرح‌ ساختند. حضرت‌ فرمود: هر خواسته‌ای‌ که‌ در قدرت‌ من‌ باشد، انجام‌ خواهم‌ داد. آنان‌ از نزد حضرت‌ خارج‌ شدند و می‌پنداشتند که‌ به‌ هدف‌ خود رسیده‌اند. امام‌ حسن‌ - نتیجه‌ ملاقات‌ را - پرسید و آنان‌ گفتند: با موفقیت‌ آمدیم، و جمله‌ حضرت‌ را بازگو کردند. امام‌ حسن‌ به‌ آنان‌ گفت: خودتان‌ را برای‌ تازیانه‌ خوردن‌ رفیقتان‌ آماده‌ کنید! پس‌ آن‌ حضرت‌ او را بیرون‌ آورد و حد را بر او جاری‌ ساخت‌ و سپس‌ به‌ آنان‌ گفت: به‌ خدا سوگند این‌ در قدرت‌ من‌ نبود.»

4 - انضباط‌ اداری:
امام‌ در امور فردی‌ و اجتماعی‌ و به‌ویژه‌ امور حکومتی‌ طرفدار جد‌ی‌ نظم‌ و انضباط‌ بود و یکی‌ از حکمت‌های‌ قرآن‌ را ایجاد نظم‌ در جامعه‌ می‌دانست‌ و می‌فرمود: «ألا اًن‌ فیه‌ علم‌ ما یأتی‌ والحدیث‌ عن‌ الماضی‌ ودوأ دائکم‌ ونظم‌ ما بینکم» آگاه‌ باشید که‌ در آن‌ است‌ علم‌ آینده‌ و خبر از گذشته‌ و شفای‌ بیماری‌ و نظم‌ آنچه‌ در میان‌ شماست. و به‌ کارگزاران‌ خود مکرر توصیه‌ می‌کرد که‌ انضباط‌ اداری‌ را در کارها فراموش‌ نکنند و تلاش‌ کنند هر کاری‌ در وقت‌ مقرر خود انجام‌ شود.
الاًمام‌ علی(ع) - فی‌ عهده‌ اًلی‌ مال الأ‌شتر - : وأمضِ‌ لکل‌ یومٍ‌ عمله‌ ؛ فاًن‌ لکل‌ یومٍ‌ ما فیه... اًیا والعجلةَ‌ بالاُمور قبل‌ أوانها، أو التسقط‌ فیها عند اًمکانها، أو اللجاجة‌ فیها اًذا تنکرت، أو الوهن‌ عنها اًذا استَوضحت. فضع‌ کل‌ أمرٍ‌ موضعه، وأوقِع‌ کل‌ أمرٍ‌ موقعه.
کار هر روز را در همان‌ روز انجام‌ ده‌ که‌ هر روزی‌ کار مخصوص‌ خود را دارد... از شتاب‌ کردن‌ در کارهایی‌ که‌ وقت‌ آنها نرسیده، یا سستی‌ در کارهایی‌ که‌ امکان‌ آن‌ فراهم‌ شده، یا لجاجت‌ در اموری‌ که‌ مبهم‌ است، یا سستی‌ در کارهایی‌ روشن‌ و واضح‌ است، بپرهیز؛ هر کاری‌ را در جای‌ خود انجام‌ ده‌ و هر امری‌ را به‌ موقع‌ خود آن‌ به‌ جای‌ آور.
اعتقاد امام‌ به‌ ضرورت‌ رعایت‌ نظم‌ در امور به‌ حد‌ی‌ بود که‌ حتی‌ در بستر شهادت، فرزندان‌ خود را به‌ نظم‌ در کارها توصیه‌ می‌فرمود: شما را به‌ تقوی‌ و نظم‌ امورتان‌ سفارش‌ می‌کنم.

5 - گزینش‌ کارگزاران‌ صالح‌ و توانا:
از دیدگاه‌ امام‌ گزینش‌ کارگزاران‌ در نظام‌ اسلامی‌ باید بر اساس‌ شایستگی‌ها باشد و نه‌ براساس‌ وابستگی‌ها. صلاحیت‌ اخلاقی، اصالت‌ خانوادگی، تخصص‌ و توانایی‌ آنان‌ باید در گزینش‌ موردتوجه‌ قرار گیرد، مسؤ‌ولان‌ و مدیران‌ در نظام‌ اسلامی‌ حق‌ ندارند پست‌ها را براساس‌ وابستگی‌های‌ خانوادگی‌ و یا سیاسی‌ تقسیم‌ کنند، حق‌ ندارند کارهای‌ مردم‌ را به‌ کسانی‌ بسپرند که‌ از اصالت‌ خانوادگی‌ محروم‌اند، حق‌ ندارند به‌ کسی‌ که‌ بداخلاق‌ است‌ مسؤ‌ولیت‌ بسپرند، حق‌ ندارند امور مردم‌ را به‌ کسی‌ که‌ از تخصص‌ و توانایی‌ و نشاط‌ لازم‌ برخوردار نیست‌ واگذار نمایند.
امام‌ علی(ع) در عهد نامه‌ مالک‌ اشتر:
هر کدام‌ به‌ اندازه‌ سامان‌ یافتن‌ امورشان‌ بر والی‌ حق‌ دارند و والی‌ از ادای‌ آنچه‌ خدا او را به‌ انجام‌ آن‌ ملزم‌ ساخته‌ است، فقط‌ با سخت‌ کوشی‌ و یاری‌ طلبیدن‌ از خدا و آمادگی‌ برای‌ حق‌ مداری‌ و شکیبایی‌ بر آن، خواه‌ کوچک‌ باشد یا بزرگ، خارج‌ خواهد شد.
بنابراین، فرمانده‌ سپاه‌ خود را کسی‌ قرار ده‌ که‌ از نظر تو نسبت‌ به‌ خدا و فرستاده‌ او و امام‌ تو، خیر خواه‌تر و پاک‌تر و حلیم‌ترند؛ همانان‌ که‌ که‌ دیر به‌ خشم‌ می‌آیند و به‌ راحتی‌ عذر می‌پذیرند و نسبت‌ به‌ ضعیفان، مهربان‌اند و در برابر زورمندان، قدرتمندند؛ و همانان‌ که‌ مشکلات، آنها را از پای‌ در نمی‌آورد و ناتوانی‌ آنان‌ را به‌ زانو در نمی‌آورد. آنگاه‌ - در مرحله‌ نخست‌ - با افراد با شخصیت‌ و اصیل‌ و خاندانهای‌ صالح‌ و خوش‌ سابقه‌ ارتباط‌ برقرار کن‌ و سپس‌ با انسانهای‌ کریم‌ و شجاع‌ و سخی‌ و بزرگوار، چرا که‌ آنها کانون‌ کرامت‌ و شعبه‌های‌ نیکی‌ هستند. و آنگاه‌ از آنان‌ تفقد و دلجویی‌ کن، همانگونه‌ که‌ پدر و مادر، فرزندشان‌ را مورد تفقد قرار می‌دهند. سپس‌ در کارهای‌ کارمندانت‌ بنگر و آنها را پس‌ از آزمایش‌ و امتحان‌ به‌ کار بگمار، نه‌ از روی‌ میل‌ و استبداد، که‌ این‌ دو، کانونی‌ از شاخه‌های‌ جور و خیانت‌ هستند. و از میان‌ آنها افرادی‌ که‌ با تجربه‌ و با حیا و از خاندانهای‌ شریف‌ هستند و در اسلام‌ آوردن، پیشگام‌اند، برگزین، زیرا اخلاق‌ آنها بهتر و تبار آنها اصیل‌تر و طمع‌ آنها کم‌تر و آینده‌نگری‌ آنها بیشتر است. سپس‌ در انتخاب‌ منشیان، به‌ فراست‌ و خوش‌ بینی‌ و خوش‌ گمانی‌ خود تکیه‌ نکن‌ چرا که‌ مردان‌ زرنگ، با ظاهر سازی‌ و خوش‌ خدمتی، خود را در معرض‌ خوش‌ بینی‌ زمامداران‌ قرار می‌دهند، ولی‌ در زیر این‌ ظاهر زیبا هیچ‌گونه‌ امانت‌ داری‌ و خیر خواهی‌ وجود ندارد. بنا بر این، آنها را از طریق‌ سابقه‌شان‌ در مدیریت‌هایی‌ که‌ در حکومت‌های‌ صالح‌ گذشته‌ داشته‌اند، بیازمای‌ و از میان‌ آنها بر کسانی‌ که‌ اعتماد کن‌ که‌ در میان‌ مردم، خوش‌ آوازه‌تر و به‌ امانت‌ داری، معروف‌ترند؛ این، دلیل‌ فرمانبرداری‌ تو از خدا و خیر خواهی‌ برای‌ مردم‌ است. و در رأس‌ هر یک‌ از امور خود، یکی‌ از آنان‌ را بگمار که‌ گستردگی‌ کار او را ناتوان‌ نسازد و بسیاری‌ آن‌ او را پریشان‌ نسازد. و اگر در منشیان‌ تو عیبی‌ باشد و تو از آن‌ غافل‌ باشی، به‌ آن‌ بازخواست‌ خواهی‌ شد.
عنه7 - فی‌ عهده‌ اًلی‌ مال الأ‌شتر -: فاصطَفِ‌ لولایة‌ أعمال أهل‌ الورع‌ والعلم‌ والسیاسة.
پس‌ برای‌ سرپرستی‌ کارهایت، از اهل‌ تقوی‌ و دانش‌ و سیاست‌ برگزین.

6 - تأمین‌ نیازهای‌ اقتصادی‌ کارگزاران‌ صالح:
امام‌ معتقد بود برای‌ پیش‌گیری‌ از فساد اداری‌ باید کارگزاران‌ دولت‌ از حقوق‌ کافی‌ برای‌ تأمین‌ زندگی‌ برخوردار باشند تا زمینه‌ برای‌ اصلاح‌ آنان‌ فراهم‌ گردد و نیاز به‌ اخذ أموال‌ عمومی، و بهانه‌ای‌ برای‌ فساد و خیانت‌ نداشته‌ باشند.
الاًمام‌ علی(ع) - فی‌ عهده‌ اًلی‌ مال الأ‌شتر - : ثم‌ أسبِغ‌ علیهم‌ الأ‌رزاق‌ ؛ فاًن‌ ذل قوة‌ لهم‌ علی‌ استصلاح‌ أنفسهم، وغنی‌ لهم‌ عن‌ تناول‌ ما تحت‌ أیدیهم، وحجة‌ علیهم‌ اًن‌ خالفوا أمر أو ثلموا أمانت.
آنگاه‌ حقوق‌ کافی‌ به‌ آنان‌ بده‌ زیرا این‌ کار آنها را در اصلاح‌ خویشتن‌ تقویت‌ می‌کند و از خیانت‌ در اموالی‌ که‌ زیر دست‌ آنها است، بی‌ نیاز می‌سازد و حجتی‌ علیه‌ آنها است، اگر از دستورات‌ تو سرپیچی‌ کنند و یا در امانت‌ تو خیانت‌ کنند.

7 - توجه‌ ویژه‌ به‌ نیروهای‌ مسلح:
از دیدگاه‌ امام‌درمیان‌ کارگزاران‌ نظام‌اسلامی، نیروهای‌مسلح‌ باید موردتوجه‌ ویژه‌ باشند، و معاملة‌ والی‌ با آنان‌ باید مانند معامله‌ پدر و مادر با فرزند خود باشد.

8 - تشکیلات‌ بازرسی‌ بر عملکرد کارگزاران:
امام‌ علی(ع) با این‌که‌ تجسس‌ در احوال‌ شخصیة‌ مردم‌ را در حکومت‌ خود به‌ شدت‌ ممنوع‌ کرد، اما مراقبت‌ از کارمندان‌ نظام‌ اسلامی‌ را از طریق‌ تشکیلات‌ اطلاعاتی‌ و مأموردان‌ مخفی‌ ضروری‌ می‌دانست، مبادا در انجام‌ وظایف‌ کوتاهی‌ کنند و یا با تکیه‌ بر مسند قدرت‌ به‌ حقوق‌ مردم‌ تجاوز نمایند. بخشنامه‌های‌ امام‌ در این‌ زمینه، و نامه‌های‌ او به‌ کارگزاران‌ متخلف‌ مانند اشعث‌ بن‌ قیس، زیاد بن‌ ابیه، عبدا بن‌ عباس، قدامة‌ بن‌ عجلان‌ مصقلة‌ بن‌ هبیرة‌ ومنذر بن‌ جارود حاکی‌ از تأسیس‌ یک‌ تشکیلات‌ نیرومند اطلاعاتی‌ ناظر بر عملکرد کارگزاران‌ او در دوران‌ قدرت‌ است. مأموران‌ اطلاعاتی‌ حکومت‌ امام‌ از چنان‌ عدالت‌ و وثاقتی‌ برخوردار بودند که‌ گزارش‌ آنان‌ مبنای‌ اجرای‌ سیاست‌ تشویق‌ و تنبیه‌ اداری‌ کارگزاران‌ بود، نیکوکاران‌ تشویق‌ می‌شدند و خیانتکاران‌ پس‌ از اثبات‌ جرم‌ بلافاصله‌ از کار برکنار و به‌گونه‌ای‌ کیفر می‌شدند که‌ سرنوشت‌ آنان‌ برای‌ دیگران‌ عبرت‌ گردد.
الاًمام‌ علی(ع) - فی‌ کتابه‌ اًلی‌ کعب‌ بن‌ مال - : أما بعد ؛ فاستخلف‌ علی‌ عمل، واخرج‌ فی‌ طائفة‌ من‌ أصحاب حتی‌ تمر‌ بأرض‌ کورة‌ السواد، فتسأل‌ عن‌ عمالی، وتنظر فیسیرتهم‌فیمابین‌دجلة‌ والعُذیب، ثم‌ ارجع‌ اًلی‌ البِهقُباذات فتولمعونتها، واعمل‌ بطاعة‌ ا فیما ولا‌ منها.
واعلم‌ أن‌ کل‌ عمل‌ ابن‌ آدم‌ محفوظ‌ علیه‌ مجزی‌ به، فاصنع‌ خیراً‌ صنع‌ ا بنا وب خیراً، وأعلمنی‌ الصدق‌ فیما صنعت‌ والسلام.
کسی‌ را جای‌ خود بگمار و به‌ همراه‌ گروهی‌ از یارانت‌ به‌ منطقه‌ کورة‌ السواد حرکت‌ کن‌ و در باره‌ کارگزاران‌ من‌ تحقیق‌ کن‌ و عملکرد آنان‌ را در منطقه‌ بین‌ دجله‌ و عذیب، مورد بررسی‌ قرار ده، سپس‌ به‌ منطقه‌ بهقباذات‌ بازگرد و زمام‌ امور خود را در دست‌ بگیر، و بدان‌ که‌ همه‌ کردارهای‌ بنی‌ آدم‌ ثبت‌ می‌شود و بر اساس‌ آن‌ پاداش‌ داده‌ می‌شود، پس‌ کار خیر انجام‌ ده، باشد که‌ خداوند متعال‌ نیز به‌ نیکی‌ با ما رفتار کند، و از نتیجه‌ مأموریت‌ مرا صادقانه‌ آگاه‌ کن‌ والسلام.

9 - ممنوعیت‌ هدیه‌ و رشوه:
در نظام‌ علوی‌ در جهت‌ مبارزه‌ با فساد اداری‌ علاوه‌ بر ممنوعیت‌ اخذ رشوه، گرفتن‌ هدیه‌ از مردم‌ توسط‌ کارگزاران‌ دولت‌ نیز ممنوع‌ بود.
الاًمام‌ علی(ع): أیما والٍ‌ احتجب‌ عن‌ حوائج‌ الناس، احتجب‌ ا عنه‌ یوم‌ القیامة‌ وعن‌ حوائجه، واًن‌ أخذ هدیة‌ کان‌ غُلولاً، واًن‌ أخذ رشوة‌ فهو مشر.
هر زمامدازی‌ که‌ از برآوردن‌ نیازهای‌ مردم، خود را پنهان‌ کند، خداوند در روز واپسین، میان‌ او و نیازهایش‌ فاصله‌ خواهد انداخت، و اگر هدیه‌ای‌ دریافت‌ کند، خیانت‌ کرده‌ است‌ و اگر رشوه‌ بگیرد، مشرک‌ است.

10 - قاطعیت‌ توأم‌ با مدارا:
در نظام‌ علوی‌ کارگزاران‌ حکومت‌ باید در عین‌ قاطعیت، از رفق‌ و مدارا برخوردار باشند. از دیدگاه‌ امام، خشونتِ‌ مطلق، آفت‌ مدیریت‌ است‌ چنانچه‌ نرمش‌ بی‌حساب‌ هم‌ برای‌ ادارة‌ امور مردم‌ زیانبار است، و مدیریتی‌ موفق‌ است‌ که‌ بتواند میان‌ نرمش‌ و قاطعیت‌ را با هم‌ جمع‌ کند.
الاًمام‌ علی(ع) - فی‌ کتابه‌ اًلی‌ بعض‌ عماله‌ - : أما بعد، فاًن‌ دهاقین أهل‌ بلد شکوا من غلظةً‌ وقسوة، واحتقاراً‌ وجفوة، ونظرت‌ فلم‌ أرَ‌هم‌ أهلاً‌ لأن‌ یُدنَوا لشرکهم، ولا أن‌ یُقصوا ویجفوا لعهدهم، فالبس‌ لهم‌ جلباباً‌ من‌ اللین‌ تشوبه‌ بطرف‌ من‌ الشدة، وداوِل‌ لهم‌ بین‌ القسوة‌ والرأفة، وامزج‌ لهم‌ بین‌ التقریب‌ والاًدنأ، والاًبعاد والاًقصأ، اًن‌ شأ ا.
      امام‌ علی(ع) در نامه‌ای‌ به‌ یکی‌ از کارگزاران‌ خود: اما بعد، بزرگان‌ و زراعت‌ پیشگان‌ منطقه‌ تو، از سخت‌گیری‌ و خشونت‌ و تحقیر و ستم‌ تو شکایت‌ کرده‌اند، و من‌ درباره‌ آنان‌ اندیشیدم، نه‌ آنان‌ را شایسته‌ نزدیک‌ شدن‌ یافتم‌ چرا که‌ مشرکند و نه‌ سزاوار ترد و ستم، چرا که‌ با آنان‌ پیمان‌ بسته‌ایم، پس‌ در برابر، لباسی‌ از نرمش‌ همرام‌ با کمی‌ شدت‌ بر تن‌ کن‌ و با رفتاری‌ میان‌ شدت‌ و نرمش، با آنان‌ برخورد کن‌ و با آنان‌ رفتاری‌ آمیخته‌ با دور کردن‌ و نزدیک‌ کردن‌ داشته‌ باش، ان‌شأا.