همان‌ آزادی‌ که‌ قرآن‌ مردم‌ را بدان‌ می‌خواند: «ویضع‌ عنهم‌ اصرهم‌ والاغلال‌ التی‌ کانت‌ علیهم» و به‌ گفته‌ امام‌ علی(ع) فلسفة‌ بعثت‌ پیامبر اسلام‌ است: «اًن‌ ا بعث‌ محمداً‌ لیخرج‌ عباده‌ من‌ عبادة‌ عباده‌ اًلی‌ عبادته... ومن‌ ولایة‌ عباده‌ اًلی‌ ولایته» خداوند محمد را برانگیخت‌ تا بندگانش‌ را از عبادت‌ بندگان‌ به‌ عبادت‌ خود درآورد... و از ولایت‌ بندگانش‌ به‌ ولایت‌ خودش.
در مکتب‌ علوی‌ همة‌ انسان‌ها آزادند و نباید بردة‌ دیگری‌ شوند، و آن‌ چه‌ انسان‌ را به‌ بردگی‌ می‌کشد و حکومت‌ها را ابرقدرت‌ می‌کند، بندهای‌ اسارت‌ درونی‌ و بردگی‌ باطنی‌ است، جامعة‌ انسانی‌ برای‌ این‌ که‌ به‌ آزادی‌ و استقلال‌ واقعی‌ برسد ابتدا باید با خدا ارتباط‌ پیدا کند و به‌ تعبیر زیبا «قیام‌ به‌ شرایط‌ عبودیت‌ کند» شرایط‌ عبودیت‌ خدا، قوانین‌ آزادی‌ واقعی‌ انسان‌ها است، اگر به‌ این‌ شرایط‌ گردن‌ ننهد آزادی‌ و استقلال‌ بیرونی‌ موقت‌ و بازگشت‌ او به‌ بردگی‌ حتمی‌ است.  

4 - مردم‌ گرائی:
یکی‌ از نکات‌ بسیار مهم‌ در سیاست‌های‌ اجتماعی‌ حکومت‌ علوی‌ سیاست‌ مردم‌ داری‌ و نوع‌ برخورد مسؤ‌ولان‌ حکومتی‌ با مردم‌ است. به‌ عکس‌ سیاستمداران‌ رسمی‌ که‌ سعی‌ می‌کنند خواص‌ را به‌ بهای‌ تجاوز به‌ حقوق‌ توده‌های‌ مردم‌ راضی‌ نگهدارند، سیاست‌ امام‌ راضی‌ کردن‌ توده‌های‌ مردم‌ بود هر چند به‌ بهای‌ نارضایتی‌ خواص‌ تمام‌ شود و در این‌ باره‌ می‌فرمود: «اًن‌ سخط‌ العامة‌ یجحف‌ برضی‌ الخاصة، واًن‌ سخط‌ الخاصة‌ یغتفر مع‌ رضی‌ العامة» نارضایتی‌ عموم، خشنودی‌ خواص‌ را بی‌ اثر گرداند و نارضایتی‌ خواص‌ در صورت‌ رضایت‌ عامه‌ قابل‌ گذشت‌ است. در راستای‌ سیاست‌ مردم‌داری‌ و جلب‌ رضایت‌ توده‌ها امام‌ به‌ کارگزاران‌ خود توصیه‌ می‌کرد که‌ با مردم‌ مهربان‌ باشند با مردم‌ ارتباط‌ مستقیم‌ داشته‌ باشند، شخصاً‌ با آنان‌ ملاقات‌ کنند و مشکلاتشان‌ را از زبان‌ آنها و بدون‌ هیچ‌ واسطه‌ای‌ بشنوند، کج‌ خلقی‌ها، تلخی‌ها و برخوردهای‌ ناصواب‌ مردم‌ را تحمل‌ کنند، با چهرة‌ خشمگین‌ با مردم‌ برخورد نکنند، نسبت‌ به‌ مردم‌ سوء ظن‌ نداشته‌ باشند، و در رابطه‌ با احوالات‌ شخصی‌ و گناهانی‌ که‌ پنهان‌ و به‌ دور از چشم‌ دیگران‌ انجام‌ داده‌اند تفحص‌ و جستجو نکنند. یکی‌ دیگر از نکات‌ مهمی‌ که‌ امام‌ در جهت‌ سیاست‌ مردم‌ داری‌ به‌ کارگزاران‌ خود توصیه‌ می‌کرد روشنگری‌ در مورد اقداماتی‌ است‌ که‌ موجب‌ سوءظن‌ مردم‌ به‌ آنان‌ ومتهم‌ کردن‌ کارگزاران‌ به‌ تجاوز به‌ حقوق‌ آنهاست‌ زیرا نباید بدبینی‌ مردم‌ را ناچیز شمرند، بلکه‌ صادقانه‌ و خاضعانه‌ دلایل‌ اقدامات‌ خود را برای‌ مردم‌ توضیح‌ دهند.

5 - حمایت‌ از ستمدیدگان:
در نظام‌ علوی‌ برای‌ از بین‌ بردن‌ زمینه‌های‌ تجاوز به‌ حقوق‌ مردم‌ و عمومی‌ کردن‌ پیکار با متجاوزین، فرهنگ‌ حمایت‌ از ستمدیده‌ تقویت‌ می‌شود. امام‌ علی(ع) از هر فرصتی‌ برای‌ توسعة‌ فرهنگ‌ ظلم‌ ستیزی‌ و حمایت‌ از ستمدیدگان‌ استفاده‌ می‌کرد و از مردم‌ می‌خواست‌ که‌ برای‌ اصلاح‌ جامعة‌ خود به‌ او کمک‌ کنند و می‌فرمود:
«أیها الناس‌ اعینونی‌ علی‌ أنفسکم، وأیم‌ ا لأ‌نصفن‌ المظلوم‌ من‌ ظالمه‌ ولأ‌قودن‌ الظالم‌ بخزامته»
ای‌ مردم‌ مرا یاری‌ دهید. به‌ خدا که‌ داد ستمدیده‌ را از ستمگر بستانم‌ و مهار ستمکار را بگیرم.

6 - تأسیس‌ بیت‌ القصص:
در تاریخ‌ اسلام‌ امام‌ علی(ع) نخستین‌ کسی‌ است‌ که‌ در دوران‌ قدرت‌ برای‌ رسیدگی‌ به‌ نیازها و مشکلات‌ و تظلمات‌ مردم‌ جایگاهی‌ تأسیس‌ کرد به‌ نام‌ «بیت‌ القصص» تا کسانی‌ که‌ نمی‌خواهند یا نمی‌توانند خواسته‌ خود را به‌ صورت‌ شفاهی‌ بیان‌ کنند، داستان‌ خود را بنویسند و از این‌ طریق‌ به‌ او برسانند.

7 - حفظ‌ وحدت‌ جامعه:
امام‌ علی(ع) اتحاد را ضامن‌ بقأ حکومت‌ها و اختلاف‌ را عامل‌ سقوط‌ دولت‌ها می‌دانست‌ و از این‌ رو می‌فرمود: «لیس‌ رجل‌ أحرص‌ علی‌ جماعة‌ اُمة‌ محمد وألفتها منی» هیچ‌ کس‌ بر اجتماع‌ و همدلی‌ امت‌ محمد حریصتر از من‌ نیست. وتا آنجا که‌ به‌ شخص‌ او مربوط‌ می‌شد برای‌ آن‌ که‌ امت‌ اسلامی‌ به‌ تفرقه‌ مبتلا نشود از همه‌ چیز می‌گذشت، چرا که‌ معتقد بود اختلاف‌ امت‌ پیروزی‌ طرفداران‌ باطل‌ را به‌ دنبال‌ خواهد داشت، موضوع‌ وحدت‌ کلمه‌ امت‌ اسلام‌ تا آنجا برای‌ امام‌ اهمیت‌ داشت‌ که‌ دستگاه‌ قضایی‌ حکومت‌ وی‌ موظف‌ بود اگر عمل‌ به‌ قوانین‌ اصیل‌ اسلامی‌ اختلاف‌انگیز باشد به‌ آن‌ عمل‌ نکنند.