موجبات طلاق××× مصادیق نشوز مرد (5):
پی نوشتها :
[1] - حج، 5
[2] - نساء، 128
[3] - نساء ، 34
[4] - صفائی ، حسین و امامی ، اسدالله ، حقوق خانواده (نکاح و انحلال آن (، ج اول ، چاپ سوم ، انتشارات دانشگاه تهران ، ص264
[5] - نوری طبرسی ، حسین ، مستدرک الوسایل ، ج 15، چاپ سوم ، بیروت ، مؤسسه آل البیت (ع) لاحیاء التراث ، 1412 ?- 1991میلادی ، ص 306، ح 3
[6]- حر عاملی ، محمد بن حسن ، وسایل الشیعه ، جزء دوم از ج 7، بیروت ، انتشارات التراث العربی ، باب 42 از ابواب مقدمات طلاق ، ص 340، ح 1
[7] - حقانی زنجانی ، حسین، طلاق یا فاجعه انحلال خانواده ، چاپ چهارم ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص 30
[8] - مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، چاپ 25، انتشارات صدرا، ص 248 و 267 (اقتباس و تلخیص)
[9] - کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی خانواده، ج 1 ، ص217
[10] - واژه «طهر غیر مواقعه» در فقه بدین معناست که طلاق زن بایستی بعد از طهارت زن از خون حیض باشد مضاف بر اینکه در این طهر عمل زناشویی صورت نگرفته باشد.
[11] - محقق حلی ، جعفر بن حسن ، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام ، ج 3، انتشارات استقلال، ص 581
[12] - شهید ثانی ، زین الدین بن علی، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه ، ج 6، قم ، انتشارات داودی ، ص 25 .و محقق حلی ،جعفر بن حسن، شرایع الاسلام ، ج 3، ص 581
[13] - محقق حلی ،جعفربن حسن ، شرایع الاسلام ، ج 3، ص 587
[14] - «آیا نصف دارایی مرد پس از طلاق به زن می رسد»، همشهری، مورخ 6/5/79
[15]- نجفی ، محمدحسن، جواهر الکلام ، ج 33، چاپ هفتم ، بیروت ، انتشارات احیاء،التراث العربی ، ص 2 و شهید ثانی ، زین الدین بن علی ، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه ، ج 6، قم ، انتشارات داودی ، ص 87
[16] - نجفی ، محمدحسن، ، جواهر الکلام، ج 33، ص89، و شهید ثانی، الروضه البهیّه، ج 6، ص 112
[17] - محقق حلی، جعفربن حسن، شرایع الاسلام، ج 3، انتشارات استقلال، ص 610 و شهید ثانی، الروضه البهیّه، ج 6، ص 90
[18] - محقق حلی، جعفربن حسن، شرایع الاسلام، ج3، ص 614
[19] - همان، ص 611
[20] - نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج 32، ص25
[21] - همان، ص 24
[22] - کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی خانواده، ج 1 ، ص263
[23] - کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی خانواده، دوره مقدماتی، ص 22
[24] - امامی، حسن، حقوق مدنی، ج 5، چاپ پنجم، کتابفروشی اسلامیه، ص 42
[25] - کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی خانواده، ج 1، ص367
[26] - کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی خانواده، ج 1 ، ص136
[27] - نشوز به معنای ارتفاع از وظیفه و مخالفت با آن است و اگر این مخالفت از سوی زوج باشد مثل ندادن نفقه، سکنا، عدم رعایت حق قسم، عدم معاشرت به معروف و …. مرد ناشز محسوب می شود.
[28] - نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج 31، ص207 . شهید ثانی، الروضه البهیّه، ج 5، ص 429 و موسوی خمینی،روح الله، تحریرالوسیله، ج 2، قم، مؤسسه نشر اسلامی، ص 273
[29] - بحرالعلوم،عزّالدین، بحوث فقهیه، نجف، 1384 ه. 1964 م، ص 170 تا 176 (تلخیص)
[30] - « اینکه حاکم ولی ممتنع است در روایات نیامده ولی از سخنان فقهای زیادی برداشت شده است از جمله شیخ انصاری در کتاب مکاسب بحث ولایت فقیه». «شیخ مرتضی انصاری، کتاب المکاسب، ج 2 ، چاپ سوم، انتشارات دهاقانی (اسماعیلیان)، ص 37»، و معنای این عبارت آن است در هر جا که حکمی تحققش ممتنع باشد حاکم در آنجا اختیار دارد که برای گره گشایی وارد شود و حکم مقتضی بدهد و شخص مورد نظر را از محذور و تنگنا خلاصی بخشد.
[31] - نجفی،محمد حسن، جواهر الکلام ، ج 31، ص 207 و موسوی خمینی، روح الله، تحریر الوسیله ، ج 2 و شهیدثانی، الروضه البهیّه، ج 5، ص 429
[32] - محقق حلی، جعفربن حسن، شرایع الاسلام، ج 2، ص 568 و شهید ثانی، الروضه البهیّه، ج 5، ص 465
[33] - کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی خانواده، ج 1 ، ص 198
[34] - موسوی خمینی، روح الله، تحریر الوسیله، ج 2، ص 281، مسئله 8 و محقق حلّی، جعفربن حسن، شرایع الاسلام، ج 2، ص 507 و شهید ثانی، الروضه البهیّه ، ج 5، ص 469
[35] - کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی خانواده، ج 1 ، ص191
[36] - محقق داماد، مصطفی، بررسی فقهی حقوق خانواده، چاپ پنجم، نشر علوم اسلامی، ص 306
[37] - نجفی،محمد حسن، جواهر الکلام، ج 31، ص303
[38] - کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی خانواده، ج 1، ص190 و 191
[39] - محقق داماد، مصطفی، بررسی فقهی حقوق خانواده، ص 366
[40] - کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی خانواده، ج 1، ص374
[41] - همان، ص 369
[42] - موسوی خمینی، روح الله، رساله توضیح المسائل، چاپ دوم، مشهد، ص 419، مسئله 2426 و عزّالدین بحرالعلوم، بحوث فقهیه، ص 162 (نظر شیخ حسین حلی)
[43] - حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، ج 7، باب 71 از ابواب مقدمات نکاح ، ص 140
[44] - موسوی خمینی، روح الله، تحریرالوسیله ، ج 2، ص 273، مسئله 2، و نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج 31، ص 207 و شهید ثانی ، الروضه البهیّه ، ج 5، ص 429، وموسوی خوئی، ابوالقاسم، منهاج الصالحین، ج 2، قم، بی نا، بی تا، ص 386
[45] - کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی خانواده، ج 1، ص 389 و امامی، حسن، حقوق مدنی، ج 5، ص 35
[46] -کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی خانواده، ج 1، ص 219
[47] - ر.ک. وسائل شیعه، ج 7، جزء اول(کتاب نکاح)
[48] - نساء، 19
[49] - بقره ، 229
[50] - انشراح،4
[51] - این مطلب کلی استفتائی از ایشان سؤال شد . که در مورد وضعیت غائب مفقودالاثر توضیح فرمودند ولی نشانگر نظر کلی ایشان نسبت به این آیه می باشد.
[52] - کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی خانواده، ج 1 ، ص220
[53] - جذام نوعی بیماری است که اعضای بدن خشک شده و گوشت بیمار در اثر آن می ریزد. و بَرَص نوعی بیماری است که موجب غلبة سفیدی بر سیاهی در قسمتی از بدن می گردد ودارای خارش دردناکی است. «شهید ثانی، الروضه البهیّه، ج 5، ص 382 پاورقی»
[54] - موسوی خمینی، روح الله، تحریرالوسیله، ج 2، ص 262، مسئله 3
[55] - عیبی در فرج زن مانع از نزدیکی می شود. «شهید ثانی، الروضه البهیّه، ج 5، ص 382، پاورقی»
[56] - شهید ثانی، الروضه البهیّه، ج 5، ص 380 تا 384 (تلخیص)
[57] - انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، ج 3،ص377
[58] - روزنامه ایران، موجبات طلاق به درخواست زن درحقوق مدنی ایران، مورخ 8/5/77
[59] - متن ماده 1130 قانون مدنی قبل از اصلاحیه سال 61 و 70 به صورت زیر بود:
ماده 1130 ق .م : حکم ماده قبل در موارد زیر نیز جاری است :
الف -در مواردی که شوهر، سایر حقوق زن را وفا نکند و اجبار او هم بر ایفاء ممکن نباشد.
ب - سوء معاشرت شوهر به حدی که ادامه زندگی زن با او غیر ممکن باشد.
ج- در صورتی که به واسطه امراض ساریه صعب العلاج ، دوام زناشویی برای زن موجب مخاطره باشد. (منظور از ماده قبل ، ماده 1129 ق .م . می باشد مبنی بر الزام شوهر به طلاق دادن زوجه در صورت عدم پرداخت نفقه ) و ماده 1130 ق.م بعد از اصلاح به صورت زیر درآمد:
«در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد، وی می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند، چنانچه عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود، دادگاه می تواند زوج را اجبار به طلاق نماید و درصورتی که اجبار میسر نباشد، زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می شود».
[60] - امامی، حسن، حقوق مدنی، ج 4، ص 223
[61] - همان، ص 252 و محقق داماد، مصطفی، بررسی فقهی حقوق خانواده، ص 462
[62] - امامی، حسن، حقوق مدنی، ج 4، ص 252 و طباطبائی یزدی، محمد کاظم، العروه الوثقی، ج 2، ص 68، مسئله11
[63] - امامی، حسن، حقوق مدنی، ج 4، ص 252
[64] - موسوی خمینی ، روح الله، تحریرالوسیله ،ج 2،ص 304،مسئله 11و محقق داماد، مصطفی، بررسی فقهی حقوق خانواده ، ص463 و شهید ثانی، الروضه البهیه، ج 2 ، ص 65 و موسوی خویی، ابوالقاسم، منهاج الصالحین ،ج 2، ص411، مسئله 1460، و طباطبایی یزدی، محمد کاظم، العروه الوثقی، ج 2، ص 68 مسئله 11 ، و علامه حلی، حسن بن یوسف، قواعد الاحکام، ج 2 ، انتشارات رضی، ص 71
[65] - موسوی خمینی، روح الله، تحریرالوسیله، ج 2، ص304، مسئله 11
[66] - همان، ص 306، مسئله 21
[67] - طوسی،محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیه، ج 5، المکتبه المرتضویه الاحیاء الاثار الجعفریه، بی تا، ص278 (البته شیخ از دیگران نقل کرده است)
[68] - کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی خانواده، ج 1، ص375
[69] - انصاری،مرتضی، کتاب المکاسب، ج 3، ص 377
[70] - طباطبائی یزدی، سیدمحمد کاظم، العروه الوثقی، ج 2، ص 75، مسئله 33
[71] - موسوی خوئی، ابوالقاسم، منهاج الصالحین، ج 2، ص 328، مسئله 1468
[72] - کریمی، حسین، موازین قضائی از دیدگاه امام خمینی، ج 1، چاپ اول، قم، انتشارات شکوری، ص 139، مسئله17
[73] - کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی خانواده، ج 1 ، ص382
[74] - مهرپور، حسین، دیدگاه های جدید در مسائل حقوقی، چاپ اول،
*+* آشنایی مختصربا دکترحمیدفرجی *+*