|
يادداشتها 1. علي اكبر دهخدا، لغت نامه ، محمد معين ،فرهنگ معين ،واژه تفسير، مجدالدين الفيروزآبادي،القاموس المحيط ، جمال الدين بن منظورر، لسان العرب، ماده فسر. 2. جلال الدين السبوطي ،الاتقان في علوم القران ( بيروت : رارابن كثير،)، ج1، ص92، محمد حسين الذهبي ، التفسير والمفسرون ( بيروت : داراحياء الترات العربي، 1976) ج1ص19 ، جلا لالدين المحلي ، شرح جمع الجوامع تاج الدين السبكي ( بيروت: دارالفكر ، بي تا) ، ج2 ص76 3. هانري لوي برول ، جامعه شناسي حقوقي، ترجمه ابوالفضل قاضي( تهران : انتشارات دانشگاه تهران، 1370) ، ص74 4. همان ، ص75 5. هدايت الله فلسفي، تفسير واجراي مقررات حقوق بين الملل،، مجله تحقيقات حقوقي دانشگاه شهيد بهشتي ، ش11، 1371، ص 150 6. همان ، ص142 7. سيد حسن امامي ، حقوق مدني (تهران :كتابفروشي اسلاميه )، ج4، ص142 8. محمد جعفر لنگرودي، دانشنامه حقوقي ( تهران :انتشارات امير كبير1372 ) ،ج 4 ص115 9. سيد حسن امامي ، پيشين ، ص149. 10.F. Desportes; F. Le Gunchec.;Le noueau droit Penal (Paris; 1996);Tome I ; P. 148. 11شارل لويي منتسكيو، روح القوانين ، ترجمه ونگارش علي اكبر معتدي، چ8 ( تهران : انتشارات امير كبير 1368) ، ص 189. 12. سزار بكاريا ، جرايم ومجازاتها، ترجمه محمد علي اردبيلي چ1( تهران : دانشگاه شهيد بهشتي 1368) ، ص 44. 13. همان 14.W. J eandidier; Droit P enal G eneral ( Paris; 1988) ; P. 109. 15.Ibid 16.مصطفي العوجي ، النظرية العامةللجريمة( بيروت : موسسه نوفل ، 1988) ، ص303، 17.A ndrew A shworth ; The Principles Of criminal Law; I st. ed..( Oxford :1992); PP. 67-70 18. R.J. Walker; TheEnglish Legal system; 6th ed. ( London ;1985); P.113. 19.Andrew Ashworth; O. P . Cit.; P. 70. 20.H. R. Bailey; R. j. Gunne. On the Modern English Legal System;3 rd. ed ( London: 1996); P;398. 21.امپراطور ژوستينين قوانين خود را درمنتهاي كمال وجامعيت مي پنداشته وشرح وتفسير آن را از سوي دكترين ورويه قضايي ممنوع مي دانسته است . بي آنكه حقوقدانان ودادرسان پندار اورا درست بشمارند وممنوعيت اورا مراعات كنند.نگاه كنيد به اميل بجاني ، القانون الّروماني( بيروت : معهد بيروت الحقوق،) ، ص280. 22.F. Desportes; F. LeGunehes; OP. Ccit.; P.I48. 23. W. Jeandidier; OP. Cit.; P.109 24. H.R. Bailey; M. J. Gunne; OP.Cit.; P.399. 25. F. Desportes.; F. Le Gunehhhec; OP. Ccit.; P.149.; Andre Decocq; OP. Cit.;P. 69; P. Bouzal; J. Pinatel. OP. Cit.; P. I54; 26. Andre Decocq; Droit penal general (paris, 1971),p.70. 27. .Andre Decocq,Op.Cit.,p.69;p.Bouzat,J.pinatel ,Traite de droit penal et Criminologi (paris,1970),p.154. 28. 28.F.Desportes,F.Le Gunehec,Op.Cit.,p.149. 29..p .Bouzat,J.pinatel,Op.Cit.,p.154منظور مواردي است كه رويه قضايي از تفسير موسع قوانين مساعد خودداري كرده است.مواردي نظير راي 23ژوئيه 1967دادگاه عالي جنايي پاريس و راي 25مارس1980ديوان كشور درباره قوانين مربوط به عفو عمومي. 30.F.Desportes;F.Le Gunehec,Op.Cit.,p.149. 31.عبد الحسين علي آبادي،حقوق جنايي(تهران:انتشارات فردوسي،1367)،ج 1،ص48. 32.F.Desportes; F.Le Gunehec,OP.Cit.,p.149. 33.بي توجهي به تحول تاريخي مفهوم تفسير محدود حقوق دانان عرب را به اشتباه انداخته است.بعضي طرفداران امروزين اين قاعده را به((تناقض گويي در عمل))متهم كرده ايند و بعضي ديگر چنين اظهار نظر كرده اند كه موضع دكترين و رويه قضايي در برابر تفسير محدود از ديدگاه آن دو نسبت به اصل قانوني بودن جرايم و مجازاتها فاصله گرفته است و با و جود اصراربر حفظ اصل قانوني بودن بر ضرورت رعايت تفسير محدود چندان پافشاري نمي كنند.نگاه كنيد به :فريد الزغبي،الموسوعه الجزائيه(بيروت:دارالصادر ،1995)،ج2،ص55-محمد فاضل،المبادي العامه في التشريع الجزايي(دمشق:دارالداوودي1976)،ص100. 34.سمير عاليه،موسوعه الاجتهادات الجزائيه(بيروت:الموسسه الجامعيه،1993)،ص973. 35.ابولفتح وزيري،حقوق جزاي اختصاصي،جزوه پلي كپي،ص34. 36.فرج الله قرباني ،مجموعه آرا وحدت رويه(جزائي)(تهران:انتشارات فردوسي ،1371)،ص34. 37.مصطفي العوجي ،پيشين، ص 303 38.W . Jeandidier; OP. Cit.; P.113. 39.منظور از قياس به عنوانيكي از ابزارهاي تفسير قانون واستنباط احكام استدلال از جزء به جزء است يعني آنچه اهل منطق تمثيل (Analogy) مينامند . نه استدلال از كل به جزء كه درمنطق قياس يا برهان لم( Deduction =Syllogism) ناميده مي شود ونه استدلال از جزء به كل كه استقراء يا برهان ان (Induction) خوانده مي شود . به بيان كوتاه تر قياس اصولي وفقهي (apari ration) مورد نظر است نه قياس منطقي هرچند به اعتقاد بعضي از منطقدانان قياس منطقي خود متضمن استقرا وتمثيل است ( نگاه كنيد به : محمد خوانساري،منطق صوري، چ7 (تهران : انتشارات آگاه ، 1363 ) ، ج2، ص136: ماري بريجانيان ، فرهنگ اصطلاحات فلسفه و علوم اجتماعي ( تهران : وزارت فرهنگ وآموزش عالي ، 1371 40.F. Desportes; F.Gunehec; OP. Cit ; P. 149. 41.W. Jeandidier; OP. Cit; P.110 42.فريد الزغبي، پيشين ، ج2، ص65. 43.F.DesPortes; F. Gunehec; OP. Cit; P.149; 44.مرتضي محسني ، دوره حقوق جزاي عمومي(تهران : گنج دانش ، 1375) ، ج1.ص335. 45.P. Bouzat: J . Pinatel; OP; P.155. 46.P.Bouzat; Pinatel; OP;Cit ; P. 155; W. Jeandidier; OP.Cit; P.112. 47.W. Jjeandidier; OP. Cit;P.110. 48.مصطفي العروجي ،پيشين ، ص297، سمير عاليه ، قانون العقوبات القسم العام (بيروت : الموسسة الجامعية 1992، ص80.* 49.W. Jeandidie; OP .Cit; P.110 50.F.Desportes; FF. Guneehec; OP. Cit.; P.150
|